صادق هدایت به دنبال اتاق گاز میگشت
توی خیابان میخواستیم از این ور رد بشویم به آن ور، هدایت همهاش مضطرب و منتظر بود که الان با تاکسی و اتوبوس تصادف میکنیم میگفت: «عیبش اینه که کلکمان را نمیکند. میریم زیر اتول بعد ناقص میشیم و باید یک عمر با کون کج، عصازنان نظاره خلق باشیم.»