روایت محسن مبصّر، رئیس وقت شهربانی کل کشور، از مسئله موی جوانان
محسن مبصّر، رئیس وقت شهربانی کل کشور، در بخشی از خاطرات خود به نفرت شدید شاه از جوانانی با ظاهر "هیپی" اشاره میکند و شرح میدهد که چگونه این تنفر منجر به دستوراتی برای برخورد با این جوانان شد.
راجع به انفصالم: در تهران یک عده جوان پیدا شده بودند [که] صورت هیپی داشتند، یعنی ریش دراز میگذاشتند، زلفهایشان را دراز میکردند، لباسهای مخصوصی پوشیدند و اغلب اینها نه همه، به طرف هروئین هم کشانده شده بودند...
اعلیحضرت چند دفعه اظهار تنفر کردند از آنهایی که هیپی شده بودند [و میگفتند]: «از این ریش و پشمیها من بدم میآید.» ما هم هیچ نگفتیم چون هیچ [کاری] نمیشد کرد. یک روزی گفتند: «مگر من نگفتم که بدم میآید از اینهایی که اینقدر ریش و پشم دارند، کثافتند، هیپی.» گفتم قربان فکری میکنم ببینم چه میشود کرد. گفت «فکر ندارد شما همهاش امروز و فردا میکنید.» من قول نداده بودم، گفتم اطاعت میکنم.