دلایل تشدید تنش در سودان/ چشمانداز درگیریها در دارفور
کارشناس مسائل آفریقا گفت: تا زمانی که منافع مادی و سیاسی طرفهای درگیر بدون مکانیسم قوی پاسخگویی محدود نشده باشد، روند نزاع و بیثباتی در سودان و بهویژه در دارفور احتمالاً ادامه خواهد یافت.
جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل آفریقا با اشاره به تشدید تنش و درگیری در سودان در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: آنچه اکنون در ایالت دارفور جریان دارد بخشی از ادامهٔ جنگی است که حدود دو سال و نیم پیش در سودان آغاز شد و از بهار سال گذشته شدت گرفت. سودان که خود از پنج ایالت تشکیل میشود، بهویژه منطقهٔ دارفور و شهرهای مرکزی کشور شاهد درگیریهای گستردهای میان دو گروه نظامی (ارتش به رهبری عبدالفتاح البرهان و دیگری نیرویی موسوم به واکنش سریع) بوده است. این نبردها در بسیاری از استانها، از جمله خارطوم و سایر شهرهای مهم، رخ داد و به مرور شکلها و ابعاد جدیدی به خود گرفت. در مرحلهای از جنگ، ارتش توانست کنترل استانهای پرجمعیتتری را در دست بگیرد و نیروهای «واکنش سریع» بهسمت دارفور متمرکز شدند. این نیروها از اوایل بهار امسال گسترش قابلتوجهی پیدا کردند که دلیل اصلی آن ورود سلاحها و پهپادهای جدیدی بود که از طریق امارات در اختیار آنها قرار گرفت.
وی ادامه داد: نتیجه این تحولات تسلط آنها بر مرکز دارفور و سقوط شهری با جمعیتی حدود ۲۶۰ هزار نفر بود؛ شهری که بهطور ناگهانی از کنترل ارتش خارج و به تصرف نیروهای واکنش سریع درآمد. پس از این پیشروی، این گروه تلاش کرد از قالب صرفاً نظامی خارج شود و خود را بهصورت «دولت سایه» یا ائتلافی سیاسی معرفی کند تا چهرهای بینالمللی و سیاسی برای خود بسازد. ورود نیروهای مهاجم به شهرها با خشونت و سرکوب زیاد همراه بوده و گزارشها حاکی است که رفتارهای خشونتآمیزی علیه مردم صورت گرفته و آنها که توان فرار نداشتند دچار آسیبهای جدی شدهاند. ترکیب نیروهای واکنش سریع تا حدی از مزدوران و عناصر خارجی تشکیل شده و فرماندهی روشن و یکپارچهای ندارد که البته فرماندهٔ مشهور این گروه محمد حمدان معروف به «حمیدتی» است. بهدلیل همین ساختار پراکنده، برخوردهای آنها با شهروندان و نیز میزان خشونت در اشکال مختلف بروز یافته است. نکتهٔ مهم این است که آغاز این جنگ را نمیتوان صرفاً قومی یا مذهبی تبیین کرد. از ابتدا دو طرف درگیر نیروهای نظامی رسمی بودند که اعضای آن از اقوام و طوایف مختلف تشکیل شدهاند؛ بنابراین انگیزههای قومی یا ایدئولوژیک خالص، توضیحگر کامل ماجرا نیست. بهنظر میرسد جنگ بهتدریج از یک برخورد نظامی میان دو گروه به پدیدهای نزدیک به «دو دولت» یا دو نهاد رقیب تبدیل شده؛ حالتی که در آن یکی از طرفین سعی میکند ساختار حکومتی و دولتی ایجاد کند که وضعیتی شبیه آنچه در لیبی رخ داد را پدیدار میکند.