قبل از آزادی، لباس هایمان را سوزاندیم/ اسامی مفقودین را در یقه مانتو نوشته بودم
بچهها کاغذهایی را به ما میدادند که در آن پیامی بود یا میخواستند برایشان دعا بنویسیم. این کاغذها، کاغذ سیگار بود که در آن توتون میریختند. خیلی نرم و کوچک بود و استحکام زیادی هم داشت.