8 روز بعد از شهادت پسرم مرخص شدم
سال 1360 «عباس» در منطقه بود. زمانی که برای مرخصی آمد و پیت 17 کیلویی روغن را در آشپزخانه دید، از پدر پرسید: «ماجرا از چه قرار است؟» و با شنیدن پاسخ پدر حلب روغن را برداشت، به سرعت به سمت مغازه رفت و روغن را به کاسب محل پس داد.