World News in Persian

شفاهی صیغه شوهر عمه ام شدم / ناگفته های تلخ شیرین 15 ساله

دعوا، درگیری، فحاشی و کتک کاری تنها کلماتی بودند که به شنیدن آن ها عادت داشتم. پدر و مادرم حتی برای چند ساعت نمی توانستند آرام در کنار یکدیگر زندگی کنند. در واقع زندگی آن ها به لجبازی و ناسازگاری گره خورده بود. در این میان من آسیب پذیرترین عضو خانواده بودم که با این کشمکش ها به دره فلاکت و بدبختی سقوط کردم آن روز وقتی شوهر عمه ام مرا به اتاق خلوت خود برد ...

Читайте на сайте