World News in Persian

قتل به‌خاطر یک نگاه

Fararu 
قرار بود ما لیدا را به خانه برسانیم و برگردیم. نزدیک خانه لیدا بودیم که یک‌دفعه دیدم حامد عصبانی شد و فحش داد. به او گفتم چه شده گفت: پسری به لیدا متلک گفته است. من سعی کردم حامد را آرام کنم. گفتم من چیزی نشنیدم و تو اشتباه می‌کنی، اما حامد خیلی عصبانی بود. گفت: پسر جوان به لیدا نظر دارد و به او نگاه کرده است. سر همین موضوع درگیری اتفاق افتاد. من به دفاع از حامد وارد شدم البته سعی کردم درگیری را تمام کنم. وقتی پسر جوان دید ما دو نفر هستیم و زورش نمی‌رسد، یک‌دفعه رفت. بار اول من فکر کردم همه چیز تمام شده است و ما هم داشتیم به خانه می‌رفتیم، اما یک‌دفعه پسر جوان با چاقو آمد. او به سمت حامد حمله کرد و یک ضربه به پای او زد. من هم به سمت پسر جوان حمله کردم که ضرباتی را به صورت و گردن و دست من وارد کرد و من هم همان‌جا به زمین افتادم و اصلا متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد تا اینکه در بیمارستان چشمانم را باز کردم.

Читайте на сайте