شکاف اختیارات و مسئولیتها در نظام با توازن قوا به نفع دموکراسی خواهان برطرف میشود
سیدمصطفی تاجزاده
استقلال یعنی من(فردی/گروهی/ملی) تصمیم بگیرم چه کاری درست است و چه اقدامی غلط و اینکه دیگری بهجای من تصمیم نگیرد.
استقلال ملی یعنی ایرانیان خود تشخیص دهند و تصمیم بگیرند ایران را چگونه اداره کنند، نه امریکا یا انگلیس و نه چین یا روسیه. عین همین سخن درباره استقلال اقتصادی و فرهنگی صادق است.
تعریف انحرافی از استقلال فرهنگی یعنی هر آنچه در غرب جاری و مقبول است، ما ضد آن عمل کنیم. نام این روش ضدیت با غرب است. حال آنکه استقلال فرهنگی یعنی خود ایرانیان تشخیص دهند کدام شیوه یا پدیدهای از غرب یا شرق، از امریکا یا افریقا با شرایط ایران و ذائقه ایرانی سازگار است و پذیرش و هضم آن بهسود میهن و مردم است.
انسان/ملت مستقل برای خود معیارهای منطقی و تجربی برمیگزیند. پس نه مقلد کسی/کشوری میشود و نه عکسالعملی رفتار میکند.
در جمهوری اسلامی تحریم نه در انتخابات، که حتی در مورد نرفتن به استادیوم نیز جواب نمیدهد. راهحلهای مبتنی بر کنارکشیدن محکوم به شکست است و حتی اگر در مواردی جواب دهد، اقتدارگراها از آن استقبال خواهند کرد.
از مشروطه تاکنون احزاب و نیروهای سیاسی دو ضعف بزرگ داشتهاند. اول آنکه همگی و بدون استثنا تمامیتخواه بودهاند. دوم آنکه به ارزیابی همهجانبه و خودانتقادی علنی نپرداختهاند. پیام واحد همهی اشخاص، گروهها و جریانهای سیاسی از مشروطه تاکنون این بوده که مشکلات کشور فقط با بهقدرت رسیدن من/ما حل میشود و به این ترتیب سیاستی انحصارطلبانه و حذفی در پیش میگرفتند. این نگاه و این روش محکوم به شکست است و فرقی نمیکند که چه کسی و با چه نامی منادی آن باشد.
چه خوب میشد اگر اصلاحطلبان، اصولگراها، مارکسیستها مثل حزب توده، جبهه ملی، سلطنتطلبان و … خود به ارزیابی انتقادی از عملکرد خویش میپرداختند و به انباشت دانش و تجربیات سیاسی در کشورمان یاری میرساندند.
منبع: اینستاگرام نویسنده