گفت و شنود/ بشمار! 18.11.2019 23:31 Mashregh یارو رفته بود بازار که الاغش را بفروشد، خسته بود و خوابش برد، وقتی چشمش را باز کرد دید افسار به گردنش است و الاغش کنار مشتری ایستاده و دارد پول میشمارد!