World News in Persian

یادداشت‌های ناصرالدین‌شاه، یکشنبه ۱ دی ۱۲۴۶؛ صحبت همه از آتش بود

چون شب حکایت آتش بود، کم خوابیدم. سرِ حمام رخت پوشیده، پنج از دسته رفته [ساعت ۱۱ صبح – انتخاب] سوار شدم به کالسکه. آخرِ دهِ باباعلی‌خان ناهار خوردیم. حاجی میرزاعلی و همه پیشخدمت‌ها بودند. صحبت همه از آتش بود. یک تیهو روی هوا زدم. کریم‌خانِ‌کِه را یک تیهو نشان دادم، رفت بالا قوش انداخت گرفت. بعد رفتیم سه‌پایه، شکار نشد. وقتی که در سرکشِ سه‌پایه تماشای شکارها را می‌کردیم، دیدیم محمدتقی میرزا از ردّ ما قُبُل‌مُنقَل [چیزی شبیه منقل – انتخاب] آبداری، یدک و غیره می‌آید. بسیار خنده داشت.

Читайте на сайте