World News in Persian

عارفی که دلش را در جبهه‌ها جا می‌گذاشت

Javan  
برادرم یک وانت داشت که می‌خواست با آن کار کند، اما هیچ وقت وانت دستش نبود. همه از وانتش کار می‌کشیدند. می‌گفتیم برادرجان! می‌خواستی با وانت کار کنی! می‌گفت اشکالی ندارد هر کسی نیاز دارد از آن استفاده کند.

Читайте на сайте