World News in Persian

یادداشت‌های ناصرالدین شاه جمعه ۳ اسفند ۱۲۴۵؛ کسل بودم، احوالی نداشتم

سوار شدم با کسالت. امروز جَرگه ‌است در زیره‌چال... را نزدیک شکسته خوردیم اما بی‌اشتها. زبان بار داشت. کسل بودم. سینه خوب نشده ‌است... پانزده عدد من زدم، هفت عدد تکه، باقی بز و بزغاله؛ خیلی را هم من نمی‌زدم، ول می‌کردم می‌رفتند اما پایین آن طرف‌ها مردم می‌زدند. گلوله‌های خوب انداختم، از دور می‌خواباندم. حبیب‌الله‌خان هم انداخت یکی زد. تفنگ زیادی انداختم اما من کسل بودم، احوالی نداشتم.

Читайте на сайте