اسرار قتل زن میانسال در هالهای از ابهام
من به دلیل اینکه با مادرزنم صحبت میکردم، با او در یک منطقه بودم. بعد او را از ماشین پیاده کردم. حتی اول خواستم به خانهاش بروم، اما، چون داماد و دخترش در خانه بودند، او حاضر نشد قبول کند من به خانهاش بروم و چند خیابان پایینتر با من قرار گذاشت. بعد سوار ماشین من شد...