قسمت ۲۹/ من و پدرم جزو وزارت انطباعات به حضور مظفرالدینشاه رفتیم
چون مظفرالدینشاه... به مقر سلطنت آمد بر حسب اصول بنا گذاشتند ادارات و وزارتخانهها را به حضور او ببرند و تشریفات سلطنتی بجا بیاورند. من و پدرم جزو وزارت انطباعات به حضور رفتیم. پدرم به سمت ریاست دارالترجمه و من به عنوان مترجم... آثار سستی و بیحالی و فرومایگی و ضعف عقل و شعور و ارادهی شاه روز به روز نمایانتر میشد، تا آنجا که عوام و کودکان او را «آبجی مظفر» لقب دادند و مضمونها در حقش گفتند...