یادداشتهای روزانهی ناصرالدینشاه، شنبه ۲ آذر ۱۲۴۶؛ بهتر است روزنامهی امروز را ننویسم چراکه زیاد بد گذشت
بهتر این است [که] روزنامهی امروز را ننویسم چراکه زیاد بد گذشت. امروز به سفاهت میرشکار رفتم کوکداغ، آن طرف در سرخیها ناهار خوردیم... شب بیرون شام خوردم؛ علیرضاخان، محمدعلیخان [و] محقق بودند. بعد امینخلوت آمد. ورقه را گفتم از آقا علی کچل بگیرند. بسیار کجخلق بودم. انیسالدولهی پدرسوخته هم اندرون بدچس است. غلامبچهها را زدم. سرِ شوهری شکست، خون آمد. شب را بد خوابیدم...