World News in Persian

داستانی بنام «پرواز ۲۴۲۵» : پاسپورت، هویت!

پاسپورت‌ام در کیف دستی بود که از طریق باند به آن طرف باجه کنترل رفته بود. من که مسئله برایم جدی نبود و اهمیتی نداشت، قدم برداشتم که به آن طرف باجه رفته و کیف را بیاورم تا پاسپورت را به او نشان دهم. مأمور که بلندی قامت‌اش تقریباً سی تا سی و پنج سانت از من بیشتر بود، گویا فکر کرده بود که من قصد فرار و یا یک حرکت خطرناک دارم، بلافاصله با دست یغورش جلویم را گرفت و تقریباً با زور متوقف‌ام کرد. کتف‌ام درد گرفت. من که تا آن زمان بیشتر از بیست و هشت سال در این مملکت کار کرده و مالیات پرداخته بودم و ناسل

Читайте на сайте