World News in Persian

در کلنجار با زمان

در کلنجار با زمان کیانوش توکلی

زمان جوانی وقتی از پله کانی بالا می رفتم یا سرازیر می شدم دوست داشتم دو پله یکی کنم .واقعیتش اینه که اصلا آرام وقرار نداشتم . یادش بخیر مادرم می گفت "اسب سواران دنبالش گذشته اند "اما مگر گوشم بدهکار بود. هرگز فکر نمی کردم روزی برسد که نتوانم با سرعت بالا یا پائین بروم .پیر شدن آدم ها را می دیدم .کوتاه شدن قدم ها ،آب رفتن جسم ،نفس نفس زدنها، اما حس نمی کردم.

Читайте на сайте