اشو
ارشد مردی بود که در محیط بسته ی روستا نتوانست راه درست زندگی، راه مبارزه با ستم را بیابد و به کجراهه افتاد. و جان خود را از دست داد.
آنچه در مورد او برسر زبانها افتاد آرزوهای خود مردم تحت ستم بود که به او نسبت دادند.
برخیها ندیده و نشناخته عاشق حرکت او شدند. که مشخصه ی دوره ی شیفتگی به ناشناخته ها بود . این شیفتگی، ذهنیت خیالپرورانه، هنوز که هنوز است ادامه دارد....
آنچه در مورد او برسر زبانها افتاد آرزوهای خود مردم تحت ستم بود که به او نسبت دادند.
برخیها ندیده و نشناخته عاشق حرکت او شدند. که مشخصه ی دوره ی شیفتگی به ناشناخته ها بود . این شیفتگی، ذهنیت خیالپرورانه، هنوز که هنوز است ادامه دارد....