دیدار با مادر جانباختگان، شهرام و بهرام احمدی
اینجا سنندج است، خانه ی بهرام و شهرام احمدی.... شهناز از سر خونین مصطفایش گفت و من از چشمهای بسته و لبهای ریحانه. او از قد و بالای پسرش گفت و من از رعنایی دخترم . او از 14 روز سخت که وحشتزده دنبال پاره تنش میگشت گفت و من از انتظار هفت سال و چهارماهه ام