قتل رفیق حریری توسط آل سعود

سعد حریری و عربستان سرانجام در مقابل نامزد حزب ‌الله لبنان برای ریاست جمهوری لبنان تسلیم شدند. سعد حریری رسماً اعلام کرد گزینه وی و جناح «المستقبل» برای جایگاه ریاست جمهوری لبنان همان گزینه حزب‌الله یعنی «میشل عون‌» است.
بدین ترتیب اکنون به نظر می‌رسد بحران سیاسی لبنان در مسیر حل و فصل قرار گرفته و با انتخاب میشل عون به سمت ریاست جمهوری لبنان، بحران سیاسی تقریباً 2 ساله این کشور رو به پایان است.
این، از نخستین پیامدهای افشاگری سناتور آمریکا «چاک گرسلی» از ایالت آیووا محسوب می‌شود که صراحتاً فاش کرد عربستان در ترور «رفیق حریری» به اسرائیل کمک کرده بود. وی علاوه بر این خاطر نشان ساخت که آل سعود عملاً در پشت پرده در بسیاری از پرونده‌های قتل و ترور نقش و حضور داشته و همچنین در تقویت تروریسم در اروپا و آمریکا نیز نقش دارد.
این افشاگری سناتور آمریکائی بدین معنی است که آل سعود و صهیونیست‌ها علیرغم تمامی ظاهرسازی‌ها، نزدیکترین مقام لبنانی به دربار سعودی را در چارچوب مطامع سیاسی و منافع نامشروع خود، با هدف آشوبگری در لبنان و تلاش برای سوءاستفاده‌های بعدی، ترور کرده‌اند تا از این طریق بتوانند برنامه‌های بعدی خود را عملیاتی کنند.
اگر این افشاگری رسوا کننده و سناتور آمریکائی نبود، شاید به این زودی‌ها دست آل سعود جنایتکار در این ماجرای شوم رو نمی‌شد.
اگرچه در آن روزها ذهنیت افکار عمومی در منطقه و جهان به سمت و سوی صهیونیست‌ها متوجه بود و انگشت اتهام به سوی تل آویو نشانه گیری شده بود، لکن تصور نمی‌رفت که آل سعود به خاطر اهداف پلید سیاسی خود حتی نزدیکترین عنصر سیاسی لبنان به دربار سعودی را قربانی اهداف ناپاک خود کند.
افشای این مطلب در لبنان واکنش‌های مختلفی را به همراه داشت. جریان المستقبل که تاکنون آل سعود را حامی اصلی خود ارزیابی می‌کرد، با تلخکامی احساس کرده که از پشت خنجر خورده و آل سعود از اعتماد آنها سوءاستفاده کرده و آنچنان ضربه هولناکی را با کمک صهیونیست‌ها به جریان وابسته المستقبل وارد کرده که شاید برای مدت‌ها نتوانند این پدیده را درک و هضم نمایند.
موضوع مهم دیگر آنکه جریان المستقبل در طول سال‌های اخیر به نحوی ارتباط با صهیونیست‌ها را برای خودش یک امتیاز می‌دانست و چنین تصور می‌کرد که با در اختیار داشتن ارتباط تنگاتنگ با صهیونیست‌ها گویا برگ برنده‌ای در صحنه سیاسی - اجتماعی لبنان در اختیار دارد، حال آنکه این اشتباه در محاسبه، با افشای ماهیت قتل رفیق حریری نیز برملا شد.
موضوع مهم‌تری نیز در این مقوله وجود دارد که حیثیت سازمان ملل و دست‌های پنهان و آشکار در این زمینه را به کلی به زیر سئوال می‌برد.
نباید از نظر دور داشت که پس از قتل رفیق حریری، سازمان ملل با ورود به این قضیه ادعا کرد یک گروه حقیقت یاب مستقل را مامور پیگیری مسئله کرده و نهایتاً به دروغ، انگشت اتهام را به سوی حزب‌الله لبنان نشانه رفت. پیامدهای سیاسی، حقوقی چنین موضوعی در سطح بین‌المللی و به ویژه در سازمان ملل موضوع یک بررسی جامع و کامل است که باید در فرصتی مناسب دقیقاً پیگیری شود تا ابعاد رسوائی سازمان ملل به افشای دست‌های پشت پرده این قبیل ماجراها منجر شده و افکار عمومی منطقه و جهان در این زمینه از حقایق امر آگاه شوند. نخستین تاثیر این افشاگری، تبرئه حزب‌الله و اثبات مجرمیت جنایتکارانی است که دستشان به خون‌های بسیاری آغشته است.
اگرچه هنوز تحقیق جامع و کاملی در این مقوله صورت نگرفته ولی بنظر می‌رسد که این هم از معجزات دلارهای نفتی عربستان بوده است که مجرم و متهم اصلی از موضع طلبکار و مدعی وارد قضیه شده و مرتباً خواستار خونخواهی رفیق حریری بوده است!

Читайте на сайте