نمایندگان سازمان ملل سخنگویان حامیان تروریسم
بسمالله الرحمن الرحیم
یک روز بعد از موضعگیری قاطع مسئولان دولت سوریه در برابر پیشنهاد نماینده سازمان ملل در امور سوریه که خواستار اعطای خودمختاری به تروریستهای شرق حلب شده بود، وی ناچار شد پیشنهاد گستاخانه خود را پس بگیرد و بطور کلی منکر چنین پیشنهادی شود! استفان دی مستورا، در جریان دیدار اخیر خود با ولید المعلم وزیر خارجه سوریه در دمشق درباره اداره خودگران شرق حلب سخن گفته بود که بلافاصله مورد مخالفت جدی مقامات سوریه قرار گرفت. فرستاده سازمان ملل با طرح درخواست خودمختاری تروریستها در شرق حلب در واقع از حدود خود خارج شده و به وضوح درصدد حمایت آشکار از تروریستها برآمده بود. آنچه وی از دولت سوریه خواست، موضوعی به مراتب فراتر از حمایت از تروریستهاست و آنها را در حد و اندازه یک حکومت رسمی مورد حمایت سازمان ملل مطرح میسازد و این گستاخی بیشرمانه نباید بیپاسخ میماند.
آنچه بر اهمیت موضوع میافزاید، وضعیت وخیم و رو به نابودی تروریستها در شرق حلب است که حتی به اعتراف حامیان تروریسم نیز داعش و سایر تروریستها شانسی برای باقی ماندن و قدرت نمائی ندارند. در واقع دی مستورا به عنوان فرستاده سازمان ملل در اوج ناتوانی و ناکامی تروریستها در شرق حلب، خواهان به رسمیت شناختن حاکمیت تروریستها است و چیزی را مطالبه میکند که آنها حتی در جنگ و با توسل به جنایتهای جنگی هم قادر به تامین آن نبوده و نیستند.
علاوه بر این، تروریستها در شرق حلب دچار آنچنان از هم گسیختگی و آشوبی شدهاند که گروههای مختلف تروریستی با یکدیگر اختلاف و درگیری دارند و مرتباً همدیگر را به قتل میرسانند. گروهها تغییر نام و تغییر موضع میدهند و نفرات آنها به سایر گروههای تروریستی میپیوندند یا از صحنه میگریزند و یا به نیروهای ارتش سوریه تسلیم میشوند.
پیداست که دی مستورا چنین پیشنهادی را خودسرانه مطرح نکرده و در نقش «سخنگوی حامیان تروریسم» عمل میکند و خواسته آنها را تکرار مینماید.
در اقدامی دقیقاً مشابه، اسمعیل ولد شیخ فرستاده سازمان ملل به یمن هم سرگرم کارسازی به نفع ائتلاف جنایتکار سعودی در یمن است که برای جلوگیری از شکست کامل آنها از هیچ کوششی فروگذار نمیکند. جبهه مقاومت، ارتش و نیروهای قبائلی یمن بارها اعلام کردهاند که ولد شیخ عملاً کارگزار ائتلاف سعودی است و از حامیان ائتلاف خط میگیرد.
در شرایط کنونی تروریستها در سوریه به آخر خط رسیدهاند و با تمامی توان و ظرفیت خود تلاش میکنند حلقه محاصره حلب را بشکنند اما هرچه بیشتر تلاش میکنند، کمتر نتیجه میگیرند. تروریستها حتی علیرغم توسل به حملات انتحاری و کامیونهای انفجاری هم نتوانستهاند به محاصره تروریستها در حلب پایان دهند. تروریستها در اوج استیصال و درماندگی، یکدیگر را به جاسوسی و خبرچینی متهم کرده و عناصر وابسته به خود را در مقیاس وسیعی اعدام میکنند، برخی از جبههها گریختهاند و برخی دیگر به نیروهای ارتش سوریه تسلیم میشوند. در چنین شرایطی پیشنهاد دی مستور برای اعطای خودمختاری که شرق حلب، در واقع نوعی دوپینگ سیاسی - تبلیغاتی برای تروریستها تلقی میشود و تلویحاً به آنها میفهماند که اگر تسلیم نشوند و به جنایات جنگی ادامه دهند، آینده به نفع آنها خواهد بود. این شگرد تکراری و نخ نما شده حامیان تروریسم است که به هر قیمت ممکن به دفع الوقت بپردازند و با جوسازیهای سیاسی – تبلیغاتی به تروریستها روحیه بدهند و مانع فروپاشی جبهه تروریستها در حلب شوند.
دقیقاً به طور همزمان ولدشیخ در جبهه جنگ علیه مردم مظلوم یمن هم به اجرای همین طرح سرگرم است و ماموریت دارد به تروریستها و مزدوران سعودی در جبهه یمن به ویژه مزدوران منصورهادی رئیسجمهور مستعفی و فراری یمن روحیه بدهد و آنها را از حالت سردرگمی و انفعال خارج کند.
این برای سازمان ملل بسیار شرم آور است و ننگ بزرگی برای این نهاد بینالمللی محسوب میشود که وجهه و اعتبار جهانی خود را وجه المصالحه حامیان تروریسم و حامیان وقیحترین رژیمهای جنایتکار منطقه قرار دهد و عملاً به کارگزار سلطه جویان بینالمللی مبدل شود و البته در ماجرای غمبار فلسطین هم از نقاب سازمان ملل سوءاستفادههای فراوانی شده و میشود و هنوز هم بسیاری از فجایع مرتبط نیز در پشت نقاب سازمان ملل صورت میگیرد. قطعاً برای سازمان ملل با افشای این مطالب که این سازمان عملاً به کارگزار و سخنگوی حامیان تروریسم تبدیل شده، اعتبار و آبروئی باقی نخواهد ماند و از این پس برای سالها باید در مقیاس جهانی تلاش گردد تا این چهره ضدانسانی سازمان ملل از خاطره ملتها محو شود.
یک روز بعد از موضعگیری قاطع مسئولان دولت سوریه در برابر پیشنهاد نماینده سازمان ملل در امور سوریه که خواستار اعطای خودمختاری به تروریستهای شرق حلب شده بود، وی ناچار شد پیشنهاد گستاخانه خود را پس بگیرد و بطور کلی منکر چنین پیشنهادی شود! استفان دی مستورا، در جریان دیدار اخیر خود با ولید المعلم وزیر خارجه سوریه در دمشق درباره اداره خودگران شرق حلب سخن گفته بود که بلافاصله مورد مخالفت جدی مقامات سوریه قرار گرفت. فرستاده سازمان ملل با طرح درخواست خودمختاری تروریستها در شرق حلب در واقع از حدود خود خارج شده و به وضوح درصدد حمایت آشکار از تروریستها برآمده بود. آنچه وی از دولت سوریه خواست، موضوعی به مراتب فراتر از حمایت از تروریستهاست و آنها را در حد و اندازه یک حکومت رسمی مورد حمایت سازمان ملل مطرح میسازد و این گستاخی بیشرمانه نباید بیپاسخ میماند.
آنچه بر اهمیت موضوع میافزاید، وضعیت وخیم و رو به نابودی تروریستها در شرق حلب است که حتی به اعتراف حامیان تروریسم نیز داعش و سایر تروریستها شانسی برای باقی ماندن و قدرت نمائی ندارند. در واقع دی مستورا به عنوان فرستاده سازمان ملل در اوج ناتوانی و ناکامی تروریستها در شرق حلب، خواهان به رسمیت شناختن حاکمیت تروریستها است و چیزی را مطالبه میکند که آنها حتی در جنگ و با توسل به جنایتهای جنگی هم قادر به تامین آن نبوده و نیستند.
علاوه بر این، تروریستها در شرق حلب دچار آنچنان از هم گسیختگی و آشوبی شدهاند که گروههای مختلف تروریستی با یکدیگر اختلاف و درگیری دارند و مرتباً همدیگر را به قتل میرسانند. گروهها تغییر نام و تغییر موضع میدهند و نفرات آنها به سایر گروههای تروریستی میپیوندند یا از صحنه میگریزند و یا به نیروهای ارتش سوریه تسلیم میشوند.
پیداست که دی مستورا چنین پیشنهادی را خودسرانه مطرح نکرده و در نقش «سخنگوی حامیان تروریسم» عمل میکند و خواسته آنها را تکرار مینماید.
در اقدامی دقیقاً مشابه، اسمعیل ولد شیخ فرستاده سازمان ملل به یمن هم سرگرم کارسازی به نفع ائتلاف جنایتکار سعودی در یمن است که برای جلوگیری از شکست کامل آنها از هیچ کوششی فروگذار نمیکند. جبهه مقاومت، ارتش و نیروهای قبائلی یمن بارها اعلام کردهاند که ولد شیخ عملاً کارگزار ائتلاف سعودی است و از حامیان ائتلاف خط میگیرد.
در شرایط کنونی تروریستها در سوریه به آخر خط رسیدهاند و با تمامی توان و ظرفیت خود تلاش میکنند حلقه محاصره حلب را بشکنند اما هرچه بیشتر تلاش میکنند، کمتر نتیجه میگیرند. تروریستها حتی علیرغم توسل به حملات انتحاری و کامیونهای انفجاری هم نتوانستهاند به محاصره تروریستها در حلب پایان دهند. تروریستها در اوج استیصال و درماندگی، یکدیگر را به جاسوسی و خبرچینی متهم کرده و عناصر وابسته به خود را در مقیاس وسیعی اعدام میکنند، برخی از جبههها گریختهاند و برخی دیگر به نیروهای ارتش سوریه تسلیم میشوند. در چنین شرایطی پیشنهاد دی مستور برای اعطای خودمختاری که شرق حلب، در واقع نوعی دوپینگ سیاسی - تبلیغاتی برای تروریستها تلقی میشود و تلویحاً به آنها میفهماند که اگر تسلیم نشوند و به جنایات جنگی ادامه دهند، آینده به نفع آنها خواهد بود. این شگرد تکراری و نخ نما شده حامیان تروریسم است که به هر قیمت ممکن به دفع الوقت بپردازند و با جوسازیهای سیاسی – تبلیغاتی به تروریستها روحیه بدهند و مانع فروپاشی جبهه تروریستها در حلب شوند.
دقیقاً به طور همزمان ولدشیخ در جبهه جنگ علیه مردم مظلوم یمن هم به اجرای همین طرح سرگرم است و ماموریت دارد به تروریستها و مزدوران سعودی در جبهه یمن به ویژه مزدوران منصورهادی رئیسجمهور مستعفی و فراری یمن روحیه بدهد و آنها را از حالت سردرگمی و انفعال خارج کند.
این برای سازمان ملل بسیار شرم آور است و ننگ بزرگی برای این نهاد بینالمللی محسوب میشود که وجهه و اعتبار جهانی خود را وجه المصالحه حامیان تروریسم و حامیان وقیحترین رژیمهای جنایتکار منطقه قرار دهد و عملاً به کارگزار سلطه جویان بینالمللی مبدل شود و البته در ماجرای غمبار فلسطین هم از نقاب سازمان ملل سوءاستفادههای فراوانی شده و میشود و هنوز هم بسیاری از فجایع مرتبط نیز در پشت نقاب سازمان ملل صورت میگیرد. قطعاً برای سازمان ملل با افشای این مطالب که این سازمان عملاً به کارگزار و سخنگوی حامیان تروریسم تبدیل شده، اعتبار و آبروئی باقی نخواهد ماند و از این پس برای سالها باید در مقیاس جهانی تلاش گردد تا این چهره ضدانسانی سازمان ملل از خاطره ملتها محو شود.